بستن اطلاعیه

*فراخوان*

سلام مهمان عزیز

از لینک زیر دیدن فرمایید:

فراخوان: تکمیل کادر انجمن

★لطیفه های خنده داره به زبان عربی همراه با ترجمه ی فارسی★

شروع موضوع توسط *Ghazale* ‏18/8/18 در انجمن زبان عربی

  1. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    خَمسهُ أشخاص
    دَخَلَ رَجُلٌ ساذَجٌ بِناءً عالیاً. فَرَأی لوحهً علی بابِ المِصْعَد مکتوبهً عَلَیها: « خمسهُ أشخاصٍ» فَانْتَظَرَ جَنبَ بابِ المِصْعَد. فَتَعَجَّبَ حارسُ البِناء و سَألَهُ: « عفواً یا سیّدى، ماذا تَنتَظِرُ ؟!»
    فَأجابَ : « أنتَظِرُ الأربَعهَ الباقینَ».

    ترجمه

    پنج نفر
    مردی ساده لوح وارد ساختمانی بلند شد و تابلویی را روی درِ آسانسور دید که رویش نوشته بود: « «پنج نفر». پس کنار در آسانسور منتظر شد، نگهبان ساختمان تعجّب کرد . از او پرسید: آقا ببخشید، منتظر چه هستی؟! و او جواب داد : منتظر چهار نفر بقیه هستم.
     
    آخرین ویرایش: ‏19/8/18
    آبیش، Marziyeh و درسا از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    الزَّورقُ العَتیقُ
    الزَّبون: هذا الزَّورقُ عتیقٌ جدّاً، أخافُ أنْ أرکَبَهُ، فَأغرَق.
    البائع: أنا أضمَنُ لَک. إنْ غَرِقْتَ؛ تَعالَ وخُذْ ما دَفَعْتَ

    ترجمه

    قایق کهنه
    مشتری : این قایق خیلی کهنه است . می ترسم سوارش شوم و غرق شوم.
    فروشنده: من برایت ضمانت می کنم. اگر غرق شدی؛ بیا و پولت را پس بگیر.
     
    آخرین ویرایش: ‏19/8/18
    آبیش، Marziyeh و درسا از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون

    التکلم فی المنام :
    قالَت الزوجةُ لِلطَّبیب: « زَوجى یَتَکَلَّمُ و هوَ نائمٌ فـى اللَّیل. ماذا أفعَلُ ؟
    أجابَ الطَّبیبُ: «أعْطیهِ فُرصةً لِیَتَکَلَّمَ فـى‌النَّهار.»

    ترجمه
    سخن گفتن در خواب
    زن به پزشک گفت: « همسرم شب در حالی که خواب است حرف می زند. چه کار کنم؟
    پزشک جواب داد: « به او فرصتی بده تا در روز حرف بزند.»
     
    آخرین ویرایش: ‏19/8/18
    آبیش و Marziyeh از این پست تشکر کرده اند.
  4. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    قالَ الطَّبیبُ لِلمریض:
    « یَجِبُ عَلَیکَ أنْ تأکُلَ الفاکِهَةِ بِقِشرِها. لِأنَّ قِشرَ الفاکهة مفیدٌ.»
    قال المریض: « حَسَناً ، سَأفعَلُ ذلک.»
    سَألَ الطبیبُ: <و الآن. قُلْ لـﻰ أﻯَّ فاکهـﺔٍ تُحِبُّ ؟>
    فأجابَ المریض:< الموز و الرَّقّـﻰ.>

    ترجمه
    پزشک به بیمار گفت:
    < باید میوه را با پوستش بخوری. چون پوست میوه مفید است.>
    مریض گفت: <بسیار خوب، این کار را انجام خواهم داد.>
    پزشک سؤال کرد: « حالا به من بگو چه میوه ای دوست داری؟»
    مریض جواب داد: « موز و هندوانه»
     
    آبیش و Marziyeh از این پست تشکر کرده اند.
  5. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    سافَرَ رجلٌ لا یعرِفُ الفَرَنسیّه إلی فَرَنسا. فَشاهَدَ حفلهَ عُرْسِ. فَسَألَ رجلاً فَرَنسیاً: مَن الّذى یَتَزَوَّجُ؟
    فأجابَ: جونوس با [ و معنی هذه الجمله «لا أعرِفُ.»] و فى الیومِ التّالى، رَأی مأتَماً . فَسَألَ فَرَنسیاًَ آخَر: مَن الّذى ماتَ؟ فَأجابَ: جونوس با .
    فَتَعَجَّبَ الرَّجُلُ المسکین و قالَ: جونوس با، بِالأمسِ تَزَوَّجَ و الیومَ مات!

    ترجمه

    مردی که زبان فرانسه بلد نبود به فرانسه سفر کرد. او جشن عروسی ای را مشاهده کرد و از مردی فرانسوی پرسید: چه کسی ازدواج کرده؟ جواب داد: جونوس با [معنی این جمله: «نمی دانم» است.] در روز بعد، عزایی را دید و از فرانسوی دیگری پرسید: چه کسی مرده؟ جواب داد: جونوس با
    مرد بیچاره تعجّب کرد و گفت: جونوس با، دیروز ازدواج کرد و امروز مرد!
     
    آبیش، الهام، Marziyeh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    لتَقَي رَجُلٌ نحيفٌ بِرَجُلٍ سَمينٍ.
    فبادَرَهُ الرَّجُلُ السَّمينُ و قالَ لَهُ ضاحِكاً:
    «النّاسُ يقولون فـى‌البلاد مَجاعة.»
    فقالَ النَّحيفُ :‌« نَعَم و يقولون إنّكَ سَبَبُ المجاعة.»


    ترجمه

    مرد لاغري به مرد چاقي برخورد كرد .
    مرد چاق پيشدستي كرد و با خنده به او گفت:
    « مردم مي گويند در كشور قحطي شده است.»
    مرد لاغر گفت: « بله و مي گويند كه تو علّت قحطي هستي.»
     
    آبیش، الهام، Marziyeh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    مرة واحد متجوز من وحدة سمراء لبست احمر قال لها :انت فحمة مولعة

    ترجمه

    یه بار یکی بایه زن سبزه ازدواج کرده بود. زنش قرمز پوشید مرد بش گفت:زغال گداخته


    مترجم star hidden:sunglasses:
     
    آبیش، الهام و Marziyeh از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    -صرصور خرج يضحك من السوبر ماركت ليش ؟؟؟؟؟؟رأى صورته على مبيد الحشرات

    ترجمه

    سوسکی از سوپرمارکت خندان خارج شد چرا؟
    چون عکسش را بر روی حشر کش دید:confused.:


    مترجم
    Star hidden
     
    آبیش، الهام و Marziyeh از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. *Ghazale*

    *Ghazale* مدیر آزمایشی تالار پزشکی وسلامت مدیر آزمایشی

    تاریخ عضویت:
    ‏9/8/18
    ارسال ها:
    2,460
    تشکر شده:
    8,952
    امتیاز دستاورد:
    308
    شغل:
    پزشک
    محل سکونت:
    دختر کارون
    مرة استاذ عربي يسال الطلاب اعطوني جملة فيها كلمة سكر ؟؟؟اجابه احد الطلاب قائلا:شربت الشاي في الصبح!!!!!ساله الاستاذ اين كلمة سكر ؟؟؟قال الولد ذاب في الشاي يا استاذ.

    ترجمه

    یه بار استاد عربی به دانش اموزاش میگه با شکر جمله بسازید. یکی از دانش اموزا جواب داد:صبح چای را نوشیدم!!!!استاد پرسید:پس کلمه ی شکر کجاست؟
    پسر گفت:ذوب شد تو چایی.



    مترجم :sunglasses:
     
    آبیش، الهام و Marziyeh از این ارسال تشکر کرده اند.
بارگذاری...